Terjemahan dari "Arah" ke dalam Persia
جهت, ابداع کردن, اداره کردن adalah terjemahan teratas dari "Arah" menjadi Persia.
Arah
-
جهت
Dimengerti, sasaran terlihat, Arah Jam Dua, 300 Meter.
طبق اطلاعات ، هدف در جهت دو ساعت ، 300 متريه
-
Tampilkan terjemahan yang dihasilkan secara algoritmik
Terjemahan otomatis " Arah " menjadi Persia
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Terjemahan dengan ejaan alternatif
arah
noun
-
ابداع کردن
verb -
اداره کردن
verb -
جاده
nounKerucut di sebelah kiri ini memaksa mobil untuk ke arah kanan,
اینجا مخروط های سمت چپ جاده است که راننده را به سمت راست میفرستد،
-
Terjemahan lebih jarang
- جهت
- راه
- عنوان
- مهندسی کردن
Frasa yang serupa dengan "Arah" dengan terjemahan ke dalam Persia
-
ابداع کردن · اداره کردن · استنشاق کردن · با دقتدیدن · بکار پرداختن · تحمیل کردن · جهت · حکم کردن · در نظرداشتن · راندن · زین کردن · فرو بردن · مانور دادن · محکم کردن · مخاطب ساختن · مشق کردن · مهندسی کردن · میزان کردن · هدف گیری کردن · هوش داشتن · گله کردن
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · متنبه کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
اجازه · احضار · انتصاب · حکم · حکمی · دستور · دستور خرید · رهنمود · سفارش خرید · فرمان · فرمایش · قانون · قدغن · مدریت · نهی · هدایتی · پیشنهاد مزایده
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
رئیس · فرماندار و مدیر · مدیر · هادی · هدایت کننده
-
ابداع کردن · اداره کردن · مهندسی کردن · نشان دادن · هدایتی
-
آتشبار · بخیل
Tambahkan contoh
Tambah