Terjemahan dari "membenarkan" ke dalam Persia

اثبات کردن, اجازه دادن, اعطا کردن adalah terjemahan teratas dari "membenarkan" menjadi Persia.

membenarkan
+ Tambah

Kamus Indonesia-Persia

  • اثبات کردن

    verb

    Allah Yehuwa akan membenarkan kedaulatan-Nya dan menyucikan nama-Nya yang kudus.

    شکی وجود نداشت که یَهُوَه خدا در صدد بود حقانیت سلطنت خود را اثبات کرده، نام مقدس خویش را تقدیس نماید.

  • اجازه دادن

    verb

    Allah membuatnya menarik untuk memilih yang benar dengan membiarkan kita merasakan dampak dari pilihan kita.

    خدا انتخاب کردن درست را جذّاب می سازد با اجازه دادن به ما که اثرات انتخابات خود را احساس بکنیم.

  • اعطا کردن

    verb

    Apakah saya benar-benar berupaya memenuhi peran keluarga yang telah dikaruniakan Allah kepada saya?

    آیا در انجام نقش خانوادگیی که خدا به من اعطا کرده است، حقیقتاً جد و جهد میکنم؟

  • Terjemahan lebih jarang

    • امانت گذاردن
    • ایستادگی کردن
    • بخشیدن
    • تادیب کردن
    • تجدید نظر کردن
    • تصویب کردن
    • تضمین کردن
    • جا گرفتن
    • جلو آمدن
    • جورکردن
    • حاضر کردن
    • رسید دادن
    • رفو کردن
    • روا کردن
    • رواداشتن
    • سهم دادن
    • قدرت دادن
    • مجاز کردن
    • محدود کردن
    • مراجعه کردن
    • مرمت کردن
    • مشورت کردن
    • معذرت خواستن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • مهیا کردن
    • ندیده گرفتن
    • همنوایی کردن
    • وفا کردن
    • وفق دادن
    • وکالت دادن
    • پاک کردن
    • پختن
    • پوزش خواستن
    • گواهی کردن
  • Tampilkan terjemahan yang dihasilkan secara algoritmik

Terjemahan otomatis " membenarkan " menjadi Persia

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Frasa yang serupa dengan "membenarkan" dengan terjemahan ke dalam Persia

  • جدول درستی و نادرستی
  • تصویب · موافقت
  • اری · بله · بلکه · خبرخوش · دادگر · در حقیقت · درست · دقیق · راستگو · صحیح · عادل
  • اخطار کردن · ترغیب کردن · توصیه دادن · توصیه کردن · قیمت کردن · مشورت دادن · نصیحت کردن · وادار کردن · پند دادن
  • حقیقت
  • اجازه · اجازه چاپ · اختیار · اخلاق · اخلاقیات · اذن · تسلط · تصویب · جواز · حقانیت · حقيقت · حقیقت · خلوص نیت · درستی · دستور · راستی · رضایت · سخن راست · سندیت · سیرت · صحت · صدق · غلبه · فرمان · موافقت · پروانه
  • جدول ارزش
  • از همه جهت · بسیار · تماما · جمیع · دوبار · دومرتبه · سراسر · صرفا · هرگونه · همه چیز · همگی · یکسره
Tambah

Terjemahan dari "membenarkan" ke dalam Persia dalam konteks, memori terjemahan